سلامي از پشت كوههاي غربت
سلامي به اميد احساس گرماي قربت
به هرحال روزها مياد و ميره ! (تازه فهميدي!) شايد اون چيزي كه به اونا ارزش ميده برنامه و كاريه كه آدما توشون انجام ميدن ! وگرنه همه روزا يه جورن ؛ اينكه چرا بعضي روزا براي ما ارزش پيدا ميكنند و بعضي از روزا رو دوست نداريم بستگي به اون كارائيستكه انجام داديم يا قصد داريم انجامش بديم .
چرا نميتونيم همه روزامون رو خوب كنيم ؟
ما كه دوست نداريم يه روزمون رو به بدي و ضرر پشت سر بذاريم . پس اون چه مانعي است كه نميذاره به هدفمون ( يه روز زيبا و مفيد ) دست پيدا كنيم ؟
نميدونم چقدر در اين مورد فكر كرديد يا تا چه اندازهاي به جوابش دست پيدا كردين ! من يه كمي فكر كردم و يه ذره هم به جواب رسيدم .
در اينكه آدم بايد براي هر روزش برنامه مشخصي داشته باشه رو كه شكي درش نيست ؛ در اينكه آدم براي پياده كردن برنامه از قبل طراحي شدهاش ، بايد تلاش كنه هم شكي درش نيست ؛ در اينكه همه كارها به راحتي و آسوني انجام شدني نيست هم شبههاي وجود نداره !
پس اون چه چيزيه كه مانع ميشه ؟ به نظر من تا حدودي موانع غيرقابل پيش بيني و از اون مهمتر عدم اعتماد به خود براي نتيجه گرفتن !
آره آدمي اگه اطمينان به خودش داشته باشه تمام موانع رو از پيش پاش بر ميداره ، اگه خودش رو بزرگتر از موانع بدونه از اونا نميترسه ، اگه هم از چيزي نترسه اونقدر تلاش ميكنه تا به نتيجه برسه !
پس پيش به سوي جاده اميد
پيش به سوي مسير اطمينان
پرواز به سوي آسمانهاي موفقيت
حركت وتلاش
بدون ترس و خستگي
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظرات:
ارسال يک نظر